امتیازها از منابع
روش رتبهبندی- دکتریاب۳٫۸۱۴۰ نظرتازه
- نوبت دات آی آر۴٫۷۱۶ نظرتازه
- دکتردکتر۵٫۰۳ نظرتازه
- دکترتو۵٫۰۱ نظر · ۲۶ نوبتتازه
- اکسون نوبتدهی فعالبدون امتیاز
این امتیازها از سایتهای نوبتدهی گردآوری شدهاند و همیشه مشخص است هر امتیاز از کدام سایت آمده؛ میانگین امتیاز بهتنهایی ملاک انتخاب نیست و متن نظرها هم عیناً با نام همان سایت نمایش داده میشود.
نوبت و ویزیت آنلاین
نوبت حضوری
رزرو، پرداخت و پیگیری در سایتِ همان منبع انجام میشود؛ ما میانجی رزرو نیستیم و هزینهها ممکن است تغییر کنند.
اطلاعات پزشک
- تخصص
- تخصص روانپزشکی
- گروه
- پزشک
- نظام پزشکی
- 85794
- شهر
- رشت
- استان
- گیلان
رشت، خیابان، روبه روی آموزشگاه زبان کیش، ساختمان مدیکو، طبقه دوم
نشانی از دکترتوداده پایه: فهرست اعضای نظام پزشکی
پرسش و پاسخ
پرسش و پاسخ فقط برای پزشکانی فعال است که پروفایل خود را تأیید کردهاند.
هنوز پرسشی ثبت نشده است.
سوال خود را بپرسیدپرسشها توسط کاربران قبول ثبت و پاسخها توسط پزشکِ همین پروفایل داده میشود؛ هر دو پس از بررسی منتشر میشوند. این محتوا اطلاعرسانی عمومی است و جایگزین ویزیت، تشخیص یا تجویز پزشک نیست.
تخصص روانپزشکی چیست؟
متخصص روانپزشکی به بررسی و درمان مواردی مانند افسردگی، اختلالات اضطرابی و اختلالات خواب میپردازد؛ به مواردی مانند اختلالات خلقی، وسواس، اختلالات رفتاری و اختلال دوقطبی نیز میپردازد.
- افسردگی
- اختلالات اضطرابی
- اختلالات خواب
- اختلالات خلقی
- وسواس
- اختلالات رفتاری
- وسواس فکری-عملی
- اختلال دوقطبی
- اختلالات روانپریشی
- اختلالات شخصیت
این توضیح دربارهٔ خودِ تخصص است، نه فهرست خدمات این پزشک.
پرسشهای پرتکرار دربارهٔ دکتر فاطمه رضابخش
- امتیاز و نظرات دکتر فاطمه رضابخش چگونه است؟
- دکتر فاطمه رضابخش، تخصص روانپزشکی در رشت، مجموعاً ۱۶۰ نظر ثبتشده در ۴ سایت نوبتدهی دارد (آخرین تازهسازی: ۲۳ مهر ۱۴۰۵)؛ امتیاز هر سایت جداگانه و با نام همان سایت نمایش داده میشود و میانگین واحدی محاسبه نمیکنیم.
- دکتر فاطمه رضابخش در کدام شهر ویزیت میکند؟
- دکتر فاطمه رضابخش، تخصص روانپزشکی، در رشت فعالیت میکند؛ فهرست پزشکان همتخصص در همین شهر در پایین همین صفحه آمده است.
- چگونه از دکتر فاطمه رضابخش نوبت بگیرم؟
- رزرو نوبت دکتر فاطمه رضابخش از طریق دکترتو، اکسون، دکتریاب، دکتردکتر، نوبت دات آی آر انجام میشود؛ روی دکمهٔ رزرو نوبت بزنید تا به صفحهٔ نوبتدهی همان منبع منتقل شوید. زمان یا نتیجهٔ نوبت را ما تأیید نمیکنیم.
- شمارهٔ نظام پزشکی دکتر فاطمه رضابخش چیست؟
- شمارهٔ نظام پزشکی دکتر فاطمه رضابخش، 85794 است.
آخرین تازهسازی: ۲۳ مهر ۱۴۰۵
اطلاعات این صفحه از منابع عمومی گردآوری شده و جایگزین مشاورهٔ پزشکی، تشخیص یا درمان نیست؛ در موارد اورژانسی با اورژانس ۱۱۵ تماس بگیرید.

نظرات بیماران۴۸
خانم دکتر فاطمه رضا بخش خیلی صبور کاردرست کاربلد خییییلی ازش ممنونم به داد من رسید امیدوارم همیشه شاد سلامت باشه 🙏🙏🙏🙏
علت مراجعه : افسردگی ، حمله های عصبی، پنیک مراجعه کردم و از زمان و حوصله ای که ایشون صرف کردن بسیارراضی بودم 0 0
علت مراجعه : افسردگی ، حمله های عصبی، پنیک مراجعه کردم و از زمان و حوصله ای که ایشون صرف کردن بسیارراضی بودم 0
علت مراجعه : اعصاب متوسط 0 0
علت مراجعه : اعصاب متوسط 0
سلام دکتر از شما خیلی خیلی تشکر می کنم که جواب منو می دید من پسری 29 ساله هستم کلن من هر وقت که مردم حق منو می خوردند و یا مقصر بودند و یا راهی نداشتم که من بتوانم حقمو بگیریم یا من روش و بلد نبودم خودم به نقش وبیماری دادو عصبی زیاد می زدم و آنها کوتا می آمدند واین جوری حقمو می گرفتم من با خیلی این کار کردم و قتی که خواهرم می خواست کاری کند به حرف کسی گوش نمی داد حتی پدر و مادرم واحترام من نگه نمی داشت و کارهای بد دیگر خلاصه وقتی با اون هر وقت به مشکل می خوردم خودم به نقش بیماری داد و عصبی زیاد می زدم وبعد خواهرم و خانواده باورش شده بود که من بیمار حاد دارم و خواهرم با خیال به مشاور گفت و مشاور گفت باید با مامور و آن را به دکتر دادگاه برید خلاصه آنها همین کار رو کردن و من را بردن شرح حال به دکتر دادگاه گفت یعنی همان داد صدای عصبی قولابی من یک باراین نقش بازی کرده بودم که گفتم به خودم آسیب میزم و وقتی می خواست برادرم این هم رو به من دکتر بگه که من به خودم آسیب میزم دکتر دادگاه خنده خیلی خیلی بدی به من کردو من آگاه نبودم که این دکتر دادگاه است ونباید چنین کار را کنم که نظر او نصب به من عوض می شود خودمو به نقش بیماری حاد زدم و چشمانم را یه جوری کردم وآن زن را ترساندم ودکتر هم خیال کرد که بیماری من حاد اول گفت مشکلی ندارد بعد رفتم خانه به موبایل برادرم زنگ زد و گفت او باید بستری بشه من به خواهر گفتم به یک دکتر دیگه بریم و رفتیم وقتی خواهرم شرح حال به دکتر گفت یعنی همان داد صدای عصبی قولابی دکتر گفت برادر تو اسکن فرنی دارد من می دانستم که دکتر اشتباه می کند ولی حرف من باور نمی کردن و دکتر اصلا به حرف های گوش نداد من درست می گفت و دکتر اشتباه میکرد چون اون دکتر بود حرفهاشو قبول میکردن3 تا 4 تا دکتر مرا دید اما هیچ کدوم آنها متوجه نشدن که من این بیمار ها رو ندارم وخیال می کردن من اسکن فرنی دارم ولی داروهای اسکن فرنی که نباید به من می دادن به من دادن ولی من آگاه بود برای همین زیاد نخوردم خلاصه دکتر آخر هم دو تا سه جلسه همان داروها رو کم زیاد کرد ولی من نخوردم وجلسه آخر خودم به دکتر گفتم که تنها مشکل من وسواس است و نشانه هاش گفتم و دکتر متوجه شد که من اسکن فرنی ندارم و سواس دارم و گفت اشتباه شد او هم فکر می کند که من بیماری حاد دارم او این هم نمی دانست من خودم به نقش بیماری
سلام.من دوران مجردی خیلی خوبی داشتم .دختری شاد و سرزنده.وقتی ازداواج کردم متاسفانه بدلیل تفاوت فرهنگ با همسر و خانواده ایشون دچا افسردگی شدم.متاسفانه خودم هم خیلی دل نازک هستم با کوچکترین حرف ناراحت میشم.دلم میخواد یه دختر محکم با اعتماد بنفس باشم ولی تلاشم بی فایده هست یا شاید راهشو بلد نیستم.خیلی از نظر روحی خسته هستم.دلم میخواد با یکی صحبت کنم که خالی شم. 1 1
سلام.من دوران مجردی خیلی خوبی داشتم .دختری شاد و سرزنده.وقتی ازداواج کردم متاسفانه بدلیل تفاوت فرهنگ با همسر و خانواده ایشون دچا افسردگی شدم.متاسفانه خودم هم خیلی دل نازک هستم با کوچکترین حرف ناراحت میشم.دلم میخواد یه دختر محکم با اعتماد بنفس باشم ولی تلاشم بی فایده هست یا شاید راهشو بلد نیستم.خیلی از نظر روحی خسته هستم.دلم میخواد با یکی صحبت کنم که خالی شم. 1
سلام -من دوران عقد میخواستم بخاطر رفتاربد همسرم وخانواده همسرم جداشم اولایل اینجوری نبودند خوب بودند اما ظاهرشونو یدفعه بعد اذواج رو کردن -من دختر آرومی بودم وسکوت کردم میگفتم احترامه وازاین حرفا تا اینکه پدرشوهرم وخواهرشوم ومادرش اومدن خونمون بین حرفاش همش توهین میکرد به خانوادم دیگه زدم به سیم آخر چاقورو برداشتم وزیر گلوم گذاشتم گفتم تا خودمو نکشتم برید بیرون -خانوادمم ترس آبروشون همش میخان ارومم کنن ادامه زندگیم برسم وبیخیال بشم من غرور دارم چقدر تحقیر وزندانی بشم -بعد سه سال که گذشت بازم حرف جدایی رو زدم اما موفق نشدم با اینکه شوهرم تابهش گفتم میخاست خفم کنه اگه در خونه ب صدا درنمی اومد ...من یه نویسندم درک میکنم همه چی رو اما زندگی که زوری نیست حالا که تصمیم گرفتم همه بامن علکی مهربون شدن اینقدر که ازشون میترسم ودوری میکنم من همه راه هارو رفتم همه راه هارو سوختم اما باز موندم دوسال شوهرم ور دلم بیکار نشست دم نزدم گفتم همه بیکارن و...برام مهم نبود چون ادم پولکی نبودم با نان خشکم سر میکردم اما تو خونه پدرم دستم تو جیب خودم بود اینقدر که دستمو دراز نمیکردم گفت نرو سرکار بهترین کارمو ازدست دادم تو وقتی که خودش بیکار بود خانوادش بهش یاد داده بودن خانوادش دارن زندگیی مارو خراب میکنن یعنی خراب کردن -سردشدم از همه چی چندباری خواستم خودکشی کنم من که ازاین بچه بازیا بدم می اومد این عاقلانه نیست اما اما من نمیخام زندگی کنم با همسرم چیکارکنم؟من محبت دروغی نمیخام نمیخام تا قضیه طلاق ازسرم میپره خونمو تو شیشه میکنن وازارم میدن 2 1
سلام -من دوران عقد میخواستم بخاطر رفتاربد همسرم وخانواده همسرم جداشم اولایل اینجوری نبودند خوب بودند اما ظاهرشونو یدفعه بعد اذواج رو کردن -من دختر آرومی بودم وسکوت کردم میگفتم احترامه وازاین حرفا تا اینکه پدرشوهرم وخواهرشوم ومادرش اومدن خونمون بین حرفاش همش توهین میکرد به خانوادم دیگه زدم به سیم آخر چاقورو برداشتم وزیر گلوم گذاشتم گفتم تا خودمو نکشتم برید بیرون -خانوادمم ترس آبروشون همش میخان ارومم کنن ادامه زندگیم برسم وبیخیال بشم من غرور دارم چقدر تحقیر وزندانی بشم -بعد سه سال که گذشت بازم حرف جدایی رو زدم اما موفق نشدم با اینکه شوهرم تابهش گفتم میخاست خفم کنه اگه در خونه ب صدا درنمی اومد ...من یه نویسندم درک میکنم همه چی رو اما زندگی که زوری نیست حالا که تصمیم گرفتم همه بامن علکی مهربون شدن اینقدر که ازشون میترسم ودوری میکنم من همه راه هارو رفتم همه راه هارو سوختم اما باز موندم دوسال شوهرم ور دلم بیکار نشست دم نزدم گفتم همه بیکارن و...برام مهم نبود چون ادم پولکی نبودم با نان خشکم سر میکردم اما تو خونه پدرم دستم تو جیب خودم بود اینقدر که دستمو دراز نمیکردم گفت نرو سرکار بهترین کارمو ازدست دادم تو وقتی که خودش بیکار بود خانوادش بهش یاد داده بودن خانوادش دارن زندگیی مارو خراب میکنن یعنی خراب کردن -سردشدم از همه چی چندباری خواستم خودکشی کنم من که ازاین بچه بازیا بدم می اومد این عاقلانه نیست اما اما من نمیخام زندگی کنم با همسرم چیکارکنم؟من محبت دروغی نمیخام نمیخام تا قضیه طلاق ازسرم میپره خونمو تو شیشه میکنن وازارم میدن 2
من به صورت غیر قابل کنترلی از امپول و سرم و عمل جراحی و بیمارستان وحشت دارم و به همین دلیل بچه دارم نشدم از بوی الکلم وحشت به تنم می افته یعنی مشکل من چیه؟ 0 0
من به صورت غیر قابل کنترلی از امپول و سرم و عمل جراحی و بیمارستان وحشت دارم و به همین دلیل بچه دارم نشدم از بوی الکلم وحشت به تنم می افته یعنی مشکل من چیه؟ 0
سلام خانوم دکتر من دایما شهوتی میشم و دوست دارم با یه خانم سکس داشته باشم چیکار باید کن؟ با تشکر 0 1
سلام خانوم دکتر من دایما شهوتی میشم و دوست دارم با یه خانم سکس داشته باشم چیکار باید کن؟ با تشکر 0
salam man feet fetish hastam lotfan komak konid 0 0
salam man feet fetish hastam lotfan komak konid 0
سلام من یه خواهر 15 ساله دارم که خیلی گوشی دستش میگیره وهمش تو تلگرام با پسرا چت میکنه میترسم چیکار کنم؟؟! 0 1
سلام من یه خواهر 15 ساله دارم که خیلی گوشی دستش میگیره وهمش تو تلگرام با پسرا چت میکنه میترسم چیکار کنم؟؟! 0
سلام خانوم دکتر مدتی هست که با دختری آشنا شدم ولی همش گند می زنم توی رابطه باهاش خیلی دوسش دارم.ازنطر مالی مشکلی ندارم ولی اون به مادیات زیاد اهمیت نمیده و میگه زیاد برام تعیین تکلیف می کنی وهمین باعث شده نخواد باهام ارتباط داشته باشه.دوس دارم حضوری صحبت کنم باهاتون چون رابطه مو توی خطر می بینم.ممنون 0 1
سلام خانوم دکتر مدتی هست که با دختری آشنا شدم ولی همش گند می زنم توی رابطه باهاش خیلی دوسش دارم.ازنطر مالی مشکلی ندارم ولی اون به مادیات زیاد اهمیت نمیده و میگه زیاد برام تعیین تکلیف می کنی وهمین باعث شده نخواد باهام ارتباط داشته باشه.دوس دارم حضوری صحبت کنم باهاتون چون رابطه مو توی خطر می بینم.ممنون 0
نظرها عیناً از سایتهای نوبتدهی گردآوری شدهاند و نام سایتِ هر نظر کنارش نمایش داده میشود؛ قبول صحت تکتک آنها را تأیید نمیکند.